کسی که نتونه هنر رو درک کنه ، زندگی رو هم درک نمیکنه،
زندگی سرشار از هنر است، و این هنره که زندگی رو برای ما زیبا میسازه.
از مردان و زنان متاهل که با جنس مخالف خود شوخی های مضحک و رفتارهای صمیمانه دارند بیزارم.اگر توان، وقت و میل وجود دارد باید در رابطه و تعهد عمیق و سالمی که به آن ازدواج گفته میشود خرج شود نه برای کسانی که هیچ تعهد و وظیفه ای نسبت به آنها نیست.
باید این را قبول داشت که زندگی آدمی بدون تشکیل خانواده ناقص خواهد بود.ازدواج به منظور حفظ نسل ، ایجاد محیطی عاطفی ، کسب تجربه و دانش بیشتر ، رشد در زندگی و سایر خوبی ها صورت می گیرد و اگر با شناخت صحیح و درست صورت بگیرد یک عمر آرامش را برای هر دو شخص به ارمغان خواهد آورد.
ما به تجربه و کارهای مفیدی که اشخاص انجام داده اند تکیه می کنیم نه به برگه ای که نشان دهد چند سال در محیط آکادمیک حضور داشته اند…
در یک مجموعه،در یک بحث و حتی مهمتر از آن در اجتماعات بایستی افراد توانمند را جذب کرد و کسانی رو به صرف اینکه مدرک دانشگاهی یا آکادمیک دارند نباید در پیش قراولان قرار داد.
رنگ کردن موها با رنگهای روشن ، استفاده از گوشواره و دست بردن ابروها در مردان ، باعث ساقط شدن اصل مردانگی شان می شود
برخی استاد ها بجای دوستی و ایجاد تعامل دو طرفه بین او و دانشجویان ، در روزهای اول حالت دفاعی گرفته و در روزهای پایانی کلاس، شکل حجومی به خود می گیرند تا به دانشجو اجازه ندهد مشکلات و شرایطش را توضیح دهد تا شاید وجدان استاد بیدار شود و بتواند او را یاری دهد.متاسفانه استاد هایی که روزی دانشجو هم بودند ، با اینکار دانشجویان خود را بی سواد قلمداد می کنند ، در صورتی که اکثرشان در همین نظـام آموزشی درس خوانده اند.این حس خود شیفتگی تا جایی بالا میرود که گویی اون در آسمان ها و دیگران در اعماق زمین قرار دارند ! استادی که نتواند رابطه نزدیک،مفید و علمی با دانشجویش برقرار کند و صحبت های دانشجو را صادقانه گوش ندهد از لحاظ علمی مردود و از لحاظ شخصیتی بیمار است.
تا زمانی که جان ، شرافت و آینده ملتها توسط متفقین مدیریت شود عدالتی وجود نخواهد داشت.تاریخ را فاتحان نوشتند ، شرافت را حاکمان بردند و صفات خوب را غارتگران.وقتی که به گذشته بنگریم رد پایی از اونها در ناکامی ها و بدختی های ملت ها می بینیم که تا زمان حاکمیت آنها این تحقیر ها بر دیگر ملت ها ادامه خواهد داشت…
در دانشگاه های کشورمان دروس دهه های پیش تدریس می شود و نه تنها چیزی به نسل جوان یاد نمی دهند بلکه نبش قبر کرده و اطلاعات گذشته را برای آنها باز می کنند که ماحصل آن پر کردن موقت مغز آنها با مطالب نا کارآمد است
سلام
موضوعی که این روزها بهش فکر می کنم مسئله روابط بین پسر و دختر به بهانه ازدواج است.من به عنوان یک پسر یا یک مرد می توانم از خصوصیات آقایان توضیح شفافی ارائه بدم و این دیده ها و شنیده هاییست که افسردگان یا سرخوشان پس از این واقعه برای من ابراز کردند.
سبیل ها در آمده ، جسم رشد کرده ، مرد تصورش می کنند و آقا صدایش می کنند و این آغاز اون بلوغی است که هر پسری در زندگی اش تجربه می کنه.
مو ها بلند شده ، هوش و درک زیاد شده ، جسم رشد کرده و خانم صدایش می کنند که این هم آغاز نوجوانی و جوانیست.
اینکه ازدواج باید در طول زندگی صورت بگیرد یا نه موضوع صحبت من نیست ، من به ازدواج سالم و ارضا خلاءها فکر می کنم و اصرار می ورزم.برایم مهم نیست دیگران چه در مورد من فکر می کنند.شاید خشک و شاید روشن فکر! من ترسی از بازگو کردن حقایق و اتفاقات نداشته و ندارم.پس خیلی صریح موضع گیری میکنم و قطعا این موضع گیری برای خیلی از افراد خوشایند نخواهد بود.